گنجینه ی اوکسوس[1](جیحون)        (قسمت نخست و قسمت دوم)

 قسمت نخست

مجموعه ی اشیا و سکه های طلایی و نقره ای مشهور به گنجینه ی اوکسوس (جیحون) مهمترین دفینه ی آثار فلزی کشف شده از دوران هخامنشیان است که ظاهرا بین سال های 1877و1880 میلادی در ساحل شمالی آمودریا به دست آمده است؛ رودخانه ی بزرگی که از پامیر جریان دارد و به دریای «آرال»[1] می ریزد، در نواحی بالای خود، افغانستان را از تاجیکستان امروزی در آسیای مرکزی جدا می کند.

قسمت عمده ی گنجینه تقریبا در سال 1880 گم شد و فقط به طور اتفاقی در یک پیشامد فوق العاده غریب دوباره به دست آمد. طبق گفته ی «اُ.م.دالتون»[2] که راهنمای مربوط به گنجینه را برای اولین بار به طور دقیق نوشت ومنتشر کرد(سال 1905 میلادی)، در ماه می همان سال سه تاجر از بخارا که از قرار معلوم گنج را از اهالی روستای محل خریداری کرده بودند، همراه گنجینه از کابل به طرف پیشاور در حرکت بودند. در شرق کابل آنها مورد حمله و تهاجم افراد قبایل محلی قرار می گیرند، راهزنان تاجران را دستگیر کرده و گنجینه را به دست می آورند، اما مستخدم آنها موفق به فرار شده و به اردوی سروان «ف. برتون»[3] که یک افسر سیاسی بریتانیا در افغانستان بود خبر می رساند. برتون با دو نفر امربر خود حرکت کرده و اندکی قبا از نیمه شب در یک غار با راهزنان برخورد می کند، که بر سر تقسیم غنایم با یکدیگر مشاجره می کردند. طی یک درگیری چهار نفر آنها زخمی می شوند، البته گفته شده بود که گنجینه را در نتیجه مذاکرات به برتون تسلیم کردند. روز بعد برتون با تهدید منتهی به زور، راهزنان را وادار کرد که بیشتر باقیمانده ی گنجینه را هم تحویل بدهند. به این ترتیب سه چهارم گنجینه به تاجران بازگردانده شد و آنها برای تشکر به برتون اجازه دادند که یک بازوبند طلایی را بخرد که بعدا به دست موزه ی «ویکتوریا و آلبرت» [4]رسید.

تاجران به مسافرت خود به طرف پیشاور ادامه دادند و بالاخره گنجینه را در «راولپندی» فروختند. توسط ژنرال «سر الکساندر کانینگهام» مدیر کل هیئت احیاء آثار باستانی هندوستان قسمتی از آنها از دست معامله گران خارج گردید. «کانینگهام» به نوبه خود این قطعات را به «سر اوگاستس ولاستون فرانکس» فروخت، او در سال 1897 میلادی هنگام مرگ آنها را به موزه ی ملی بریتانیا اهدا کرد.

اثبات دقیق محل گنجینه ی «اوکسوس» تا حدی گیج کننده است. «کانینگهام» که چندین مقاله درباره ی این گنجینه نوشته بود در اولین مقاله ی خود گفته بود که آن را نزدیک محل تخت کواد(قباد) که در معبر ساحل شمالی «آمودریا»قراردارد، پیدا کرده است. قطعات به واسطه ی برخورد با شنهای رودخانه خراش برداشته بودند. اما در آخرین مقاله اش درباره ی گنجینه نوشته که او ترجیح می دهد راجع به گنجینه بگوید که از مکانی حدود 50 کیلومتری شمال آمودریا به دست آمده است. بیشتر اینگونه احتمال می رود که گنج واقعا در سواحل آمودریا پیدا شده است و محقق روسی«ا. و. زیمال»[5] به تحقیق های انجام شده ی اخیر روسیه اشاره می کند که این نظر را که محل گنج در «تخت کواد» بوده تقویت می کند. خرابه های قدیمی اینجا ظاهرا حدود یک کیلومتر مربع است که حدود ربع آن توسط رودخانه شسته شده است.

«تخت کواد» در واقع یکی از دو قلعه ی نظامی مهم در ساحل شمالی آمودریا است. مکان دیگر 5 تا 6 کیلومتری شمال این منطقه است و به «تخت سنگین» یا «تخت سنگی» مشهور شده. یک محقق روسی توضیح داده که معبدی در این مکان به دست آمده که در اطراف آن راهروهایی با اتاق های انبار مانند پر از اشیا گرانبها بوده است.بیشتر این اشیا متعلق به دوران «هلنی مابی»[6] هستند. اما بررسی معدودی از آن اقلام، مثل یک غلاف خنجر عاجی که به زیبایی حکاکی شده و به دوران هخامنشیان تعلق دارد، منجر به این نتیجه می شوند که تعلق داشتن گنجینه «اوکسوس» به «تخت سنگین» فقط یک نظریه است و تنها یک حفاری دقیق باستان شناسی در این منطقه می تواند به این سوال پاسخ بدهد. واقعیت این است که حتی اگر گنج به این منطقه که بسیار دورتر از تخت جمشید است، تعلق داشته باشد باز هم اینجا بخشی از امپراطوری وسیع پارسی ها بوده، جایی نزدیک مرز استان «بلخ» و «سغد»(باکتریا و سغدیا).

گنجینه ی «اوکسوس» روی هم رفته شامل 180 قلم شی بوده است که اکثرا طلا و نقره بوده اند و غالبا به قرن های پنجم تا چهارم پیش از میلاد تعلق دارند. احتمال کمی وجود دارد که متعلق به قبل یا بعد از این تاریخ باشند. با توجه به ادعاهای شخصی در مورد نحوه ی پیدا شدن این گنجینه، منحصر به فرد دانستن آن فقط می تواند مبتنی بر تحقیقات نظری باشد. به علت عدم وجود یک دلیل مستند اولیه نمی توانیم مطمئن باشیم که همه ی قطعات در یک نقطه ی واحد پیدا شده باشند.بعضی از آن قطعات می توانند در طول مسافرت از «تخت کواد» به «راولپندی» یا احتمالا در معاملاتی در «راولپندی» به دست آمده باشند و قطعاتی که به محتویات گنجینه پیوسته اند متعلق به جاهای دیگری باشند. حتی این گمان وجود دارد که بعضی قطعات تقلبی در راولپندی به عنوان متعلقات گنجینه معامله شده باشد، اما تا آنجایی که ما می دانیم قطعات موجود در موزه ی بریتانیا اصلی هستند. علی رغم مشخص نبودن حقیقت، آنچه مسلم است این گنجینه دارای ظاهری همگن است و می بایستی در همان مناطق گفته شده، پیدا شده باشند.

 

قسمت دوم

یکی از قطعات قدیمی گنجینه و همچنین یکی از باشکوه ترین آنها غلاف یک شمشیر طلایی برای خنجر «آکیناکس» است. این غلاف در اصل از جنس چوب یا چرم بوده که روی آن یک ورقه طلای نازک کشیده اند و روی آن را با نقوش برجسته ای از صحنه های شکار شیر تزیین کرده اند. این صحنه شکار یادآور صحنه های نقش برجسته های سنگی آشوریان در زمان آشور بانی پال(668-627 پیش از میلاد)است. سوارکار مرد آن شلواری به مدل ایرانی پوشیده و سربندی تقریبا مشابه آنچه که پادشاهان آشوری استفاده می کردند، به سر دارد. شباهت این نقوش با آثار آشوری دلیل بر این نیست که این غلاف شمشیر به زمانی نسبتا قبل تر تعلق داشته است.

اشیای بسیار متمایز و جالبی در گنجینه ی اوکسوس وجود دارد. از بهترین های آنها یک جفت بازوبند طلایی است با پایانه هایی به شکل شیردال های بالدار و شاخدار، که در اصل دارای تزییناتی با شیشه و سنگ های رنگین بوده است. همچنین در این گنجینه دستبندهای طلایی و نقره ای دیگری هم وجود دارد که با سرهای حیوانات دیگر تزیین شده است.

بیشترین اقلام تشکیل دهنده ی این گنجینه را مجموعه ای در حدود پنجاه لوح طلایی تشکیل می دهد که اندازه های آنها از زیر 2 سانتی متر تا تقریبا نزدیک به 20 سانتی متر است. روی اکثر آنها خطوطی شبیه هیکل انسان نقش بسته است.

یکی از متمایزترین اشیای این گنجینه مجسمه ی یک ارابه با یک ارابه ران و یک نفر مسافر و یا همراه است که چهار اسب کوچک یا «پونی» آن را می کشند. ارابه ران و مسافرش هر دو به شکل مجسمه های مستقل طلایی در لباس مادها هستند.

از اشیای دیگر گنجینه یک مجسمه ی بزرگ نقره ای و تمام قد از انسانی برهنه با آرایش مویی به سبک پارسی است ولی برهنگی آن مشابه سبک یونانی است و مجسمه ی دیگر سر بزرگ یک پسر بچه است که که پوشش یا کلاهی بر سر ندارد و از طلا ساخته شده است.

حدود 1500 سکه را متعلق به این گنجینه دانسته اند که همانند سایر اشیا در راولپندی فروخته شدند.

بیشتر اقلام این گنجینه معرف چیزهایی هستند که ما آنها را «سبک درباری» هخامنشی می نامیم؛ یک سبک قراردادی که در سراسر امپراتوری هخامنشی یافت می شده و سبک درباری به حساب می آمده است. اما عناصر و نشان های دیگری هم در این آثار وجود دارند؛ برخی از این ساخته هاتحت تاثیر سبک یونانی و معدودی هم تولیدات صرفا محلی و ناب هستند. یک وسیله ی تزیینی بسیار جالب به شکل یک هیولای شاخدار و بالدار و یک جفت دستبند به شکل سر یک حیوان خیالی، نمونه هایی از سبک هنری «حیوانات» مانند سبک استپ های جنوب روسیه هستند.

 

گنجینه ی اوکسوس دقیقا چه بوده ؟

به احتمال زیاد دفینه ای از اشیای قیمتی رایج آن دوران بوده است. از زمان های بسیار دور در خاورمیانه عهد عتیق، مرسوم بوده که برای معاملات تجاری از فلزات قیمتی، طلا و بویژه نقره استفاده می کردند. این طریق معاملات حتی بعد از ضرب سکه نیز ادامه داشت. لوح های محاسباتی تخت جمشید متعلق به نیمه ی اول قرن پنجم پیش از میلاد که در آن دستمزدها بر حسب مقادیر نقره پرداخت شده اند، شاهد این طریق معاملات هستند. از وضعیت گنجینه ی اوکسوس - که بخشی از آن مجموعه ای از اشیای طلایی و نقره ای است که بعضی از آنها خرد شده اند و بخشی دیگر، تعداد زیادی سکه بوده است- مشخص است که یک دفینه به حساب می آمده و احتمالا به یک پرستشگاه تعلق داشته است. دفینه های دیگری نیز از آن ادوار به دست آمده که می توان از دفینه ای شامل نقره جات متعلق به «نوش جان» و دفینه ی «چمن حضوری» در کابل نام برد که شامل سکه هایی به شکل میله های خمیده ی نقره ای است که در عهد هخامنشی در یونان و پارس رایج بودند. این دفینه احتمالا در اواسط قرن چهارم پیش از میلاد دفن شده است.

اگر فرض کنیم که گنجینه اوکسوس یک دفینه بوده، چه وقت دفن شده است؟ اینجا، نمی توان به فرضیات اعتماد کرد، سکه های متعلق به اوایل قرن پنجم تا اوایل قرن دوم پیش از میلاد هم در سرزمین اصلی یونان، هم در پارس در عهد«هخامنشی» و هم از دوران «هلنی مآبی» رواج داشته اند. محقق روسی «ا.و.زیمال» گفته است که سکه هایی که جدیدتر هستند از لحاظ مشخصات با بقیه فرق دارند و احتمالا در «راولپندی» به گنجینه اضافه شده اند. او اعتقاد دارد که سکه های جدیدتر که یقینا مربوط به گنجینه هستند متعلق به دوران سلطنت «ائوتودموس اول» حاکم بلخ(حدود 235تا 200 پیش از میلاد) می باشند. بدین ترتیب می توان گفت که گنجینه ی «اوکسوس» بعد از پایان قرن سوم پیش از میلاد دفن شده است. اما هنوز نمی دانیم چه کسی و چرا این گنجینه را فراهم آورده است، یا در چه اوضاع و شرایط زمانی و مکانی این گنج جمع آوری شده است.

 

برگرفته از: ایران باستان به روایت موزه ی بریتانیا(جان کورتیس-مترجم: آذر بصیر)


[1]- Aral

[2]-O. M. Dalton

[3]- F. C. Burton

[4] - موزه ی هنرهای تزیینی در لندن.

[5]- E. V. Zeimal

[6] - عصر هلنیستی یا یونانی مآبی یا هلنی مآبی، دوره ای است مابین مرگ اسکندر(323 پیش از میلاد) و غلبه ی روم بر مصر(30 پیش از میلاد)

 

Copyright ©  www.Mehriran.ir